سلام بچه ها
من دوباره اومدم دلم براتون یه ذره شده بود نمیدونید تو این چند
ماه چقدر دلم
میخواست بنویسم ولی نتونستم
مثلا من امسال میخواستم درس بخونم واسه کنکور ولی نشد.نمیدونم چرا
سرمو به پیش دانشگاهی گرم کردم ولی راستش خیلی پشیمونم.
میدونم که امسال قبول نمیشم ولی این برام خیلی سخته.
بگذریم فقط میخواستم بگم دلم واسه همتون یه ذره شده بود.از همتون ممنونم
که تو این مدت وبلاگمو تنها نذاشتین.
این شعرو تقدیم میکنم به همه ی دوستای خوبم
هر کجا هستم باشم
آسمان مال من است.
پنچره فکر هوا آب زمین مال من است.
چه اهمیت دارد
گاه اگر میرویند
قارچهای غربت؟
نظر یادتون نره هاااااااااااااااااااااااااا
سلام به همه ي دوستاي گل و عزيزم
به خدا شرمنده از اينكه شمارو خسته كردم آخه ديگه نميتونم بيام خيلي دير به دير.درس و كنكوره ديگه كاريش نميشه كرد.
واقعا از همتون ممنونم كه تو اين مدت تنهام نذاشتين و به وبم سر زديد
خلاصه شرمنده
اين آپم واسه اينكه خيلي دوستون دارم
گزيده اي از رمان دختران بهشت به جهنم نميروند
در اين دنيا هركس بهتر سوال كند برنده است نه هر كس بهتر جواب دهد.
در ته دره ي آرامش غم و غصه فتح قله نهفته است.
سخت تر از باختن اداي برد را يدك كشيدن است.
بزرگترين دروغ ها راستترين چهره ي انسان را به تصوير خواهد كشيد.
زمان نيازهاي امروز را معرفي ميكند نه گذشته هاي دور.
براي زيبا ديدن زيبا نگاه كردن نيز لازم است.
اسارت به خاطر عشق اسارت نيست آزادي است.
عشق نوازشگر چشمها نيست بلكه دلها را ميلرزاند و شايد گاهي اوقات بسوزاند اما دردي است خوشايند و بدور از درمان و فرسودگي.
هميشه دنيا را آنطور كه هست قبول كن و بعد اگر خواستي تغييرش بده.
براي خوب بودن خودت به دنبال عنصر دنيايي نباش ,تو خدايي داري كه براي تمام زندگي و لحظه هايت كفايت ميكند.
هوس لذت ميدهد و عشق لذت مي آفريند گر چه نتيجه ي هر دو وصال است اما هوس ميكاهد و عشق مي افزايد.
وقتي تماشاگر آخرين پرده ي نمايش را ميداند ادامه دادن بازي حماقت است.
هر كس به اندازه ي سهم خويش خوب بودن را جست و جو ميكند و به اندازه ي دركش از اين دنيا متاثر و خشنود ميشود.
بياييد بديهايمان را دور نيندازيم بلكه آنها را خوب گردانيم.
در اين دنيا بد به وجود نيامد كه ما خوبي را درك كنيم بدي آمد تا ما لذت خوبي را حس كنيم.
تو براي بقايي نه براي زوال پس انديشه ات را محدود به نياز امروزت مگردان.
دنيا را آنطور كه هست قبول كن حتي اگر وسوسه امروز بگذرد دلتنگي فردا تو را از پاي در خواهد آورد.
خدا هست خيلي نزديكتر و مهربانتر از گفته هاي ما نبايد بگذاريم رنجها و ملامتهاي زندگي حس نزديكي خدا را از ما دور كند.
زيبا انديشيدن انسان را زيبا خواهد كرد.
هميشه حجم گفتاري كه در مورد يك شخص بيان ميدارند بيشتر از حجم واقعي اوست.
اغلب آدمها ترس از بي خدايي نيست كه آزارشان ميدهد ترس از بد خدايي است كه اين چقدر با خداي ما متفاوت است.
سلام به همه ي دوستاي گلم
زن گرفتن مثه سيگار كشيدن مي مونه
تا چند ماه همه تو خماريه اين جمله
بوديم كه بابابزرگم توخواستگاريه
داييم گفت ولي هيچ كدوم منظورشو
نفهميديم و تاييدش كرديم ولي بعد از
خاستگاري كلي خنديديم بدون
دونستن معنيش
تا اينكه يه روزبعد از شش ماه من از مامان بزرگم پرسيدم اونم كلي بهم خنديد و گفت كه منظور بابا بزرگم چي بوده
حالا اگه شماها گفتين منظورش چي بوده معلومه كه خيلي باهوشين
منتظر نظراتون هستم
روزگاريست همه عرض بدن ميخواهند
همه از دوست فقط چشم و دهن ميخواهند
ديو هستند ولي مثل پري ميپوشند
گرگ هايي كه لباس پدري ميپوشند
آنچه ديدن به مقياس نظر ميسنجند
عشق ها را همه با دور كمر ميسنجند
خوب طبيعيست كه يكروزه به پايان برسد
عشق هايي كه سر پيچ خيابان برسد
رازي كه در عشق است در نياز نيست, لذتي كه در عشق است در هوس نيست, غمي كه در عشق است در مرگ نيست, دلي كه در عشق است در سينه نيست, اشكي كه در عشق است در چشم نيست, اميدي كه در عشق است در منتظران نيست.
راز عشق لذتي دارد كه غم دل داند و اشك منتظر
سلام برو بچ قديم و جديد
تو اين آپم ميخوام يه برنامه ي لاغري جديدي رو معرفي كنم كه دكتر و متخصص مشهور و خوشنام آقاي فلاني بهمان زاده پس از سالها تحقيق و پژوهش و منطبق با روشهاي نوين پزشكي و صنعتي تدوين كرده است برنامه اي شگفت آور سريع السير فوري فوتي با گارانتي صد در صد بدون زحمت خريد و پخت و پز جداگانه ساده بي دردسر بدون گرسنگي كشيدن. كافي است كه قبل از رفتن به روي ترازو به موارد زير با دقت عمل كنيد.
1- زيور آلاتتان را از قبيل (انگشتر وگردنبند و ساعت و...) را برداريد
2- ناخنهاي دست و پا را بگيريد
3- بيني و گوشهايتان را تميز كنيد
4- دندانها را مسواك كنيد
5- در صورت امكان آپانديستان را عمل كنيد
6- دماغتان را با عمل جراحي كوچك كنيد
7- به هيچ وجه تمبر پاكت نامه را با زبان خيس نكنيد چون شيرين است و كالري دارد و وزن را زياد ميكند
حالا آماده ايد كه با نهايت احتياط روي ترازو بايستيد .سعي كنيد كه روي سطح ترازو پاهايتان را عقبتر بگذاريد نفستان را كاملا حبس كنيد.
تبريك ميگم وزنتون كم شده.چي؟ نشده؟اي بابا پس حتما به راهنماييهاي ما با دقت و توجه كافي عمل نكردهايد شايد هم ترازوتون خرابه اصلا ميدونيد چيه؟وزنتون رو ميخواهيد كم كنيد كه چي بشه؟مگه همين جوري چشه؟خيلي هم خوبه بهتون مياد.



سلام بچه ها من دارم ميرم.كجا؟خوب معلومه يه دو هفته اي از دستم راحتيد ميرم مسافرت
حالا با خيال راحت هر كاري دلتون ميخواد بكنيد.شوخي كردم جدي نگيريد
خوب بريم سراغ آپ جديدمون شما هم اگه نظري داريد بديد تا وقتي برگشتم جوابتونو بدم.
پيام گير تلفون شاعرها
لابد براي شما هم پيش آمده كه به دوستي زنگ بزنيد واز آن طرف سيم پيام گير يا پاسخ گوي اتوماتيك برايتان يك قطعه موسيقي بنوازد يا شعري زمزمه كند.بين ايرانيان با ذوق هستند كساني كهبه جاي دو كلمه ي خشك و خالي عدم حظور خود را با كلام منظوم در تلفون اعلام ميكنند.
يكي از همين جماعت از دوست خود كه شاعري طناز است(يعني طنز پرداز) در خواست كرده بود برايش يك دو بيتي بسازد تا روي دستگاه ضبط كند.ايشان هم ساخته اند:
شرمنده از آنم كه نباشم به سرايم تا با تو سلامي و عليكي بنمايم
گر لطف كني نمره و پيغام گذاري پاسخ دهم اي دوست به محضي كه بيايم
اما كار به همين جا خاتمه پيدا نميكند در خواست دوست راهنماي ذهن شاعر ميشود كه سري بزند به خانه ي شعراي پيشين و بينديشد كه اگر حافظ و خيام و مولوي و فردوسي و...در عصر Answering Machine زندگي ميكردند چه كلامي روي اين ماشين ميگذاشتند.
و اين است حاصل آن تفرس:
در منزل حافظ
رفته ام بيرون من از كاشانه ي خود غم مخور
تا مگر بينم رخ جانانه ي خود غم مخور
بشنوي پاسخ ز حافظ گر كه بگذاري پيام
آن زمان كو باز گردد خانه ي خود غم مخور
در منزل سعدي
از آواي دل انگيز تو مستم نباشم خانه و شرمنده هستم
به پيغام تو خواهم گفت پاسخ فلك گر فرصتي دادي به دستم
در منزل خيام
اين چرخ فلك عمر مرا داد به باد
ممنون توام كه كرده اي از ما ياد
رفتم سر كوچه منزل كوزه فروش
آيم چو به خانه پاسخت خواهم داد
در منزل فردوسي
نميباشم امروز اندر سراي كه رسم ادب را بيارم به جاي
به پيغامت اي دوست گويم جواب چو فردا برايد بلند آفتاب
در منزل مولانا
بهر سماع از خانه ام رفتم برون رقصان شوم
شوري برانگيزم به پا خندان شوم شادان شوم
بر گو به من پيغام خود هم نمره و هم نام خود
فردا تو را پاسخ دهم جان تو را قربان شوم
در منزل منوچهري دامغاني(راستي منم دارم ميرم دامغان)
از شرم به رنگ باده باشد رويم در خانه نباشم كه سلامي گويم
بگذاري اگر پيام پاسخ دهمت زان پيش كه همچو برف گردد مويم
در منزل بابا طاهر
تليفون كرده اي جانم فدايت الهي مو به قربون صدايت
چو از صحرا بيايم نازنينم فرستم پاسخي از دل برايت
به اميد ديدار دوباره
اگر داوطلبي در کنکور قبول نشد هيچ تقصيري نداردچرا که سال فقط 365 روز است
در حالي که:
1) سال 52 جمعه داريم و ميدانيد که جمعه ها فقط
براي استراحت است
به اين ترتيب 313 روز باقي ميماند.
2) حداقل 50 روز مربوط به تعطيلات تابستاني
است که به دليل گرماي هوا مطالعه ي دقيق
براي يک فرد نرمال مشکل است.
بنابراين 263 روز ديگر باقي ميماند.
3) در هر روز 8 ساعت خواب براي بدن لازم است
که جمعا" 122 روز ميشود. بنابراين 141 روز باقي ميماند.
4) اما سلامتي جسم و روح روزانه
1 ساعت تفريح را ميطلبد که جمعا" 15 روز ميشود.
پس 126 در روز باقي ميماند.
5) طبيعتا" 2 ساعت در روز براي خوردن
غذا لازم است که در کل 30 روز ميشود.
پس 96 روز باقي ميماند.
1 6)ساعت در روز براي گفتگو و تبادل
افکار به صورت تلفني لازم است.
چرا که انسان موجودي اجتماعي است.
اين خود 15 روز است.
پس 81 روز باقي ميماند.
7) روزهاي امتحان 35 روز از سال را به خود
اختصاص ميدهند. پس 46 روز باقي ميماند.
8)
کم 30 روز در سال هستند.
پس 16 روز باقي ميماند.
9) در سال شما 10 روز را به بازي ميگذرانيد.
پس 6 روز باقي ميماند.
10) در سال حداقل 3 روز به بيماري
طي ميشود و 3 روز ديگر باقي است
.
11) سينما رفتن و ساير امور شخصي
هم 2 روز را در بر ميگيرند. پس 1 روز باقي ميماند.
1 12)روز باقي مانده همان روز تولد شماست.
چگونه ميتوان در آن روز درس خواند؟!!
نتيجه ي اخلاقي: پس يک داوطلب نرمال نميتواند
اميدي براي قبولي در دانشگاه داشته باشد
قصه ي خر باهوش
روزي روزگاري به خري افتاد توي يه چاه و شروع کرد به عرعر کردن که منو در بيارين ..يالا
کشاورزي که صاحب اين خر عرعرو بود.. خيلي سعي کرد که يه کاري بکنه ..ولي نشد که نشد .
!!!!خره رفته بود ته چاه و در نمي يومد ..عرعرش هم قطع نميشد .......خر بي ادب نفهم
آقا کشاورزه با خودش فکر کرد که خوب ..اين چاهه رو خيلي وقته که ميخوام پٌٍرش کنم ..خره هم که پيره و ارزش اين که بخوام..بيارم بيرون و دوا درمونش کنم نداره پس بيخيال خر...
کشاورزه از همه همسايه هاش خواست که بيان و بهش کمک کنن ..اونام هر کدوم يه بيل آوردن و شروع کردن خاک ريختن تو چاه...خره که فهميده بود چه بلايي داره به سرش مياد.شروع کردعرعرهاي جانسوز سر دادن..از همون هايي که دل هر خري کباب ميشد از شنيدنش پس از يه مدت کوتاهي يهو ساکت شد جوري که همه تعجب کردند..
ولي بازم چند تا بيل ديگه خاک ريختن و ديدن نخير صدا از ديوار در مياد ولي از آقا(يا خانوم) خره نه...
کشاورزه يه نيگاهي تو چاه کرد ببينه چي شده که هيچ خبري از عر عره خره نيست که ديد ..عجب خر پر آي _کيويي بوده ..اين خره و تا حالا استعدادش کشف نشده بوده..هر بيل خاکي که تو چاه ريخته ميشده ..مي ريخته پشت کمر خره ..اونم خودشو مي تکونده و ميرفته روش مي ايستاده..مث پله...
هر چي کشاورز و همسايه هاش..خا ک مي ريختن تو چاه ..خره خودشو تکون ميداده و مي رفته روشون مي ايستاده....و هي يه پله بالا ميومده تا اين که رسيد به سر گاه و يه جفتکي زد و خندون شروع کرد يورتمه رفتن...به اين ميگن خر
زندگي هر روز ممکنه خيلي مشکلات براي شما به همراه داشته باشه مث همون بيل هاي خاک ..مصائب از همه طرف رو سرتون هوار بشه ..ولي اين که بتونين پيروز از تو چاه مشکلات در بياين که مشکلات رئ سعي کنين از رو دوشتون بر دارين و يه قدم و پله بياين بالاتر.
ما ميتونيم از عميق ترين چاه هاي زندگي هم به سلامت خارج بشيم به شرطي که از هر مشکلي يه تجربه و نردبون بسازيم براي پيشرفت و شکوفايي..
هر کدوم از مسائل زندگي ميتونه به مثابه يه پله و وسيله اي براي رسيدن به هدف نهايي ما باشه..فقط نا اميد نشو و از تلاش دست بر ندار ..
خودتو بتکون و يه پله برو بالاتر
كلام ساده
زندگي نه عادت ميخواهد نه خاطره شور ميخواهد
عشق طالب حضور است و پرواز نه امنيت و قاب
زمان به خاطر هيچ كس منتظر نميماند
ناگهان چقدر زود دير ميشود
قبول حقيقت سخت تر از بيان آن است
داشتن يه دوست عاليه حتي دم مرگ
معني حيات را در زيبايي و قدرت اراده بايد جست و جو كرد
اگر با فكر و برنامه عمل كنيد لازم نيست اسم اشتباهاتتان را تجربه بگذاريد
عشق آن شراب مقدسي است كه خدا از قلب خود ميگيرد و درون قلب انسانها ميريزد
نباشد بگذاريد كه در محبت و دوستي منظوري را عمق ببخشيد تنها روح دوستي
عشق خواسته اي ديگر ندارد جز تبلور خويش
عشق تنها براي عشق كافيست
هر كجا عشق هست زندگي هست
تنهايي آشيانه ي تفكر است
ناكامي هميشه از دري وارد ميشود كه براي او باز گذاشته اند
شعله هاي بزرگ ناشي از جرقه هاي كوچك است
تصاحب چيزي با لبخند بسيار آسانتر است تا با نوك شمشير
هزاران راه به خوشبختي منتهي ميشود اگر يكي مسدود شد راه ديگري را انتخاب كنيد
در زندگي به دنبال هماهنگي باش
خداوند آزادي را آفريد وبشر بندگي را
سرعت در بخشش ارزش آن را دو چندان ميكند
به زبان اجازه نده كه هرگز قبل از انديشه ات به راه افتد
در زندگي به دنبال هماهنگي باش
تصميم بگير ميخواهي برنده باشي يا خوشحال
نگراني هرگز از غصه فردا نمي كاهد بلكه فقط شادي امروز را از بين ميبرد
سلام به همه ي دوستان خوبم.
ميخواستم بگم شعر اين آپم رو به افتخار وفا جون نوشتم آخه اون شعرهاي سهراب رو دوست داره .اميدوارم با اين شعر خوشحالش كنم.
صدا كن مرا
صداي تو خوب است
صداي تو سبزينه ي آن گياه عجيبي است
كه در انتهاي صميميت حزن مي رويد.
در ابعاد اين عصر خاموش
من از طعم تصنيف در متن ادراك يك كوچه تنهاترم.
بيا تا برايت بگويم چه اندازه تنهايي من بزرگ است
وتنهايي من شبيخون حجم ترا پيش بيني نمي كرد.
وخاصيت عشق اين است.
كسي نيست
بيا زندگي را بدزديم آن وقت
ميان دو ديدار قسمت كنيم.
بيا با هم از حالت سنگ چيزي بفهميم
بيا زودتر چيزها را ببينيم
ببين عقربك هاي فوّاره در صفحه ي ساعت حوض
زمان را به گردي بدل مي كنند
بيا آب شو مثل يك واژه در سطر خاموشي ام
بيا ذوب كن در كف دست من جرم نوراني عشق را .

